تبليغاتX
خدا درخت را آفرید -


خدا درخت را آفرید

شعر نو

                  (خا طره ی یک روز خوب با جمعی از عزیزان در دره آل)

 

       گذشتیم :از دریا چه ای که قرار بود پسرها خنده ها شان را به آب بسپارند

     گذشتیم: از کوهی که قرار بود دختر کان خنده ها شان را پرواز دهند

     که خنده های پسرها رفت و اعتیاد درخت را فهمید

       که درخت کشید

       که خنده های دختر کا ن آسمان را غمگین کرد و دلش گرفت

       با لای سر درخت رفت

       ا ن موقع شانه های درخت درد می کرد

       به آ سمان تکیه داد

       و آسمان از این همه خوشبختی جیغ کشید ان قدر که هر دو خیس شدند

       و آسمان با درخت عکس گرفت .

       و هر لحظه از ما دور می شدند با سرعت چندین کیلو متر در ساعت .

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت11:56توسط خدیجه کا ظمی |